|
ماجراهای من و زندگی!
|
تو سرم پر از هیاهوئه
از کارهای نکرده خسته ام
نه میتونم با دل راحت تفریح و استراحت کنم و نه میتونم با کارام مواجه شم.
چاره ای جز زدن به دل درس و هرچه زودتر امتحان دادن ندارم.
میدونم که هرگز نمیتونم در این زمان کم به کل منابع مسلط شم ولی احتمالا میتونم امتحان رو قبول شم . داره روحمو میخوره .
.
اضطرابم به محض خروج از خونه میره بالا ، چون به محض اینکه میام بیرون صدای مردم رو میشنوم و این حقیقت که زبان بلد نیستم و توانایی ارتباط برقرار کردن ندارم مثل پتک میخوره تو سرم.
حس یک آدم ناتوان و معلول رو پیدا میکنم که هیچ کاری نمیتونه بکنه .
نمیتونه کار کنه و درس بخونه و پیشرفت کنه .
همین قضیه هم بیشتر اضطراب اجتماعیم رو زیاد میکنه و منزویم میکنه هم باعث میشه بیشتر از مردم و این زبان و کلا از جامعه بدم بیاد . بعدش به این فکر میکنم که تو ایران هم برام نریدن و این باعث میشه اول از کل آدمای دنیا، بعد از خود دنیا و در نهایت از زندگی بدم بیاد.
میبینی؟ همش با همین ضعف در زبان شروع میشه.
لطفا لطفا لطفا اگر خواستید مهاجرت کنید اول زبان اون کشور رو در حداقل تا آیلتس ۷ یا B2 یاد بگیرید . خیلی از چالش های بعد مهاجرتتون کمتر میشه خییییلی!
احتمال اینکه بعد مهاجرت منزوی و افسرده بشید واقعا پایین میاد.
.
امروز حامی تونست به پاته جانم سر بزنه ، کل این چهارماه رو روی میخ زندگی کردم از اضطرابم برای بچه م .
میترسیدم جای جدیدش بد باشه ولی خداروشکر قابل قبول بود .
حامی گفت وقتی میخواسته بره پاته کلی گریه کرده . بمیرم برات طفل معصومم

صاحبای جدیدش آدمای به شدت سرد و خشکی هستند ، یک بخشش هم برای اینه که اینجوری رفتار میکنن تا ما یک وقت نخوایم بهشون بگیم بابت پاته بهمون پول بدین! نمیدونن که ما بی چشم داشت، میلیونی برای این بچه خرج کردیم که خوب بشه و فقط برامون مهمه که شاد و سالم باشه .
دختر طرف به حامی توپیده که چرا شما اومدین ببینینش؟ ما کلی تلاش کردیم تا به غذا خوردن بیفته الان شمارو میبینه باز میفته رو دور بی قراری و غذا نمیخوره .
احمقا نمیدونن که کلا نژاد این بچه کم غذاست و لاغره و اصلا اصلا اتفاقا نباید بذارن چاق شه چون باید بتونه بدوئه ، اصلا بخاطر همین سبک بودنشه که سریعترین سگ دنیاست .
به حامی گفتم چرا جوابشو ندادی؟ باید بهش میگفتی منکه شمارو نمیشناسم ، مسئولیت من در قبال این بچه اینه که از محل زندگی و نحوه زندگیش مطمئن باشم ، باید حتما سلامتش رو شخصا چک میکردم.
والا ملت چقدر پرروئن ... یک سگ فوق العاده خوب و مهربون و قیمتی و نگهبان فوق العاده ،مفت مفت گیرشون اومده طلبکار هم هستن .
ولی حداقل خیالم از بچه م راحت شد ، دیگه نفس راحت میکشم . خدا جونم خیلی شکرت ...برگشتم ایران نذرم رو ادا میکنم 
لطفا مراقب بجه م باش
