ماجراهای من و زندگی!

واقعا بلاگفا بیشعوره که استیکر ها رو حذف کرده . ما هرچی میکشیم از مدیریت بده!

صبح خود را با سکته ی ناقص آغاز کردم ...

مدیر جدید ظاهرا تصمیم گرفته که شیفت هارو به صورت هفتگی تغییر بده . از اونجایی که من در مرخصی استعلاجی بودم از این موضوع خبر نداشتم و طبق پلنی که هفته ی پیش فرستاده بود امروز من عصر شیفت داشتم ، پس با خیال راحت تا ۱۰ خوابیدم .

طبق روال ، مربی ای که شیفت صبح زود داره ، پلن هرروز رو میفرسته . یعنی ساعت ۷ صبح که من در خواب ناز بودم .

۱۰ با خیال راحت بیدار شدم . گروه رو چک کردم دیدم شیفت من امروز از ۸:۳۰ شروع میشده!

وای یعنی فقط خدا میدونه که چه حالی شدم . اما خودمو جمع کردم و توی گروه پلن قبلی رو تگ کردم و نوشتم طبق این پلن من امروز عصر باید بیام و همون ساعت میتونم بیام .

همکار ان و آتو بگیرم سریع جواب داد اما مدیر هفته ی پیش برای هممون پلن این هفته رو ایمیل کرده بود!

بچه ها توی اروپا شما بابت گوزیدنتون هم باید از طریق ایمیل با کائنات در ارتباط باشید ، بنابراین من بعد مهاجرت عادت کردم روزی چندبار ایمیل هام رو چک میکنم، بنابراین هیچ ایمیلی دریافت نکرده بودم و توی گروه هم هیچ پلنی نوشته نشده بود .

یک پیام به مدیر توی خصوصی نوشتم که لطفا تغییر در پلن رو به من بدبخت هم اطلاع بده! اینم ایمیلم!

خلاصه که همه چیز بهم ریخته ، یکی از گروه ها برای ناهار ، بدون دستیار مونده ، و کل پلن روز به هم ریخته و جا به جا شده . اما من قرار نیست برای ناهار خودمو برسونم! چون من لل‌ه ی اونها نیستم ، وقتم ارزش داره و باید بدونن که موظفن پلن رو به من اطلاع بدن و گور باباشون که برنامه هاشون به هم ریخته .

پس پامو میندازم روی پام ، چای ام رو مینوشم و راس ۱ خودمو میرسونم به مهد تا بفهمن وقت و اعصاب آدما باارزشه ‌.

من برم شلوارمو عوض کنم 😁

.

.

پ.ن: بچه ها شاید این اتفاقی که امروز افتاد توی ایران برام میفتاد استرس خاصی نداشتم . اما اینجا غیبت توی کار منجر به اخراج میشه به همراه اخطار . این اخطار ها در رزومه ی کاری شما برای همیشه ثبت میشه و کارفرمای جدید اقبالی به استخدام شما نخواهد داشت .

خلاصه که اصلا غیبت نادیده گرفته نمیشه و خیلی سختگیری وجود داره.


برچسب‌ها:
سرکار
+ تاریخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 14:5 نویسنده ارغوان |

ولی من این وقت سال باید قشم و هرمز میبودم ، نه وسط این شهر سرد 🥲

فحش هم ندین بهم ، خاطراتی که من از ماه رمضون و بهار توی جنوب دارم رو شما هم داشتین ، حتی اگر تو دل دهکده های سوییس هم زندگی میکردین ، دلتون میخواست اونجا باشین 🥲

ای ایران قشنگم ، ای ایران بزرگ و خوبم ، حیف تو و اقلیم بی نظیرت ، حیف تاریخ و قدمتت ، کاش مردمت هم مثل خودت خوب ترین بودن 💚

.

.

پ.ن: داره برام از ایران و خانوادم عکس میفرسته و من دارم عین ابر بهار اشک میریزم 😭😭😭


برچسب‌ها:
مهاجرت
+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 16:59 نویسنده ارغوان |

اون ماجرایی که قرار بود تو این پست تعریف کنم موکول میشه به بعد ، چون این داستان دارک هنوز ادامه داره و داره به اوج خودش میرسه [نیشخند]

پس منتظر باشید .

آقا این استیکرای نازنین بلاگفا کوشن؟ ذلیل مرده ها ی دلخوشی نوستالژیک داشتیم همونم ازمون گرفتین؟ شادی حرامه تو این مملکت :|

منکه همچنان توی کروشه ازشون استفاده میکنم تا چشماتون بسوزه ذلیل مرده های مدیریت بلاگفا [عصبانیت]

.

میدونین یکی از بدترین اتفاقات در محیط کار چیه؟

تعویض مدیر وسط سال!

اونم یک مدیر تازه نفس که دو سال مرخصی زایمان بوده و حالا برگشته که بترکونه .

خب من کارم رو زیر نظر مدیر موقت شعبه مون شروع کردم . خودتون میدونید که چقدر عاشق این زن بودم و چقدر مدیریتش رو تحسین میکردم و ازش یاد میگرفتم .

حالا مدیر اصلی شعبه برگشته و از همین اول به مثابه ی زلزله که نه ، یک سونامی عظیم ، همه چیز رو تغییر داده ، از جمله شیفت های کاریمونو .

این وسط هم یکی از همکارام رفت مرخصی استعلاجی طولانی و یکیشون هم شغلش رو تغییر داد و بنابراین دوتا پرسنل جدید اومدن . یک مستخدم کمکی هم به مجموعه اضافه شده . خدا وکیلی اینهمه تغییر تو دو هفته خیلیه [نیشخند]

مدیر قبلی هلندی اتریشی بود و از اونجایی که متد آموزش انگلیسی در مدارس هلند در دنیا نظیر نداره ، این خانم مثل یک نیتیو انگلیسی حرف میزد و من هیچ مشکلی نداشتم . اما مدیر جدید به شدت به دویچ پایبنده و دهان من سرویس شده .

اما خب اینجوری نیست که من نتونم دویچ بفهمم و حرف بزنم . الان در سطحی هستم که منظور کلی افراد رو متوجه میشم و شکسته بسته میتونم حرف بزنم . منتها دلیل اینکه برام مهمه ارتباطاتم تو محل کار به انگلیسی باشه ، بخاطر اینه که حرصم از سیاست های این شرکت در اومده .

مهد کودک ما ، ۹۰ تا شعبه داره و تنها مهدکودک دو زبانه ی زنجیره ایه و روی دو زبانه بودنش کلی تبلیغ میکنه . اما این در حالیه که معلم انگلیسی استخدام نمیکنه! برای کاهش هزینه هاش ، کمک مربی های انگلیسی زبان استخدام میکنه که حقوقشون از مربی و از معلم انگلیسی زبان خیلی کمتره و تمام بار دو زبانه بودنش رو روی دوش دستیار ها میندازه !!

از طرفی وظایفی که یک دستیار داره بسیار وسیع و متنوعه ، بنابراین دستیار نمیتونه طبیعتا به بچه ها آموزش انگلیسی بده . نه وقتش رو داره نه حقوقی بابت آموزش بهش اختصاص داده شده .

حالا راه حلشون برای اینکه هم بتونن دو زبانه بودن رو بکنن تو پاچه ملت هم پول معلم انگلیسی ندن چیه؟

دستیار ها موظفن با بچه ها فقط و فقط انگلیسی حرف بزنن و هفته ای یک بار هم انگلیش اکتیویتی براشون بذارن و دایره صبح و عصر انگلیسی تشکیل بدن .

این در حالیه که وقتی انگلیسی، زبانِ اصلیِ کودک نیست ، به سختی میشه باهاش ارتباط برقرار کرد ، حد و مرز تعیین کرد و...

اما خب! دویچ ممنوعه! چون سیاست شرکته !!

برای همین این پوزیشن مناسب مهاجرهاییه که تازه اومدن ، هنوز آلمانیشون خوب نیست ولی انگلیسی بلدن . مثل من .

اما شرکت شیری و شخمی اینور داستان رو میخواد ، خوبم میخواد ، اما از اونور میگه ، تو باید دویچ یاد بگیری و در حد ما دویچ حرف بزنی و بفهمی در جلسات! تمامی جلسات آپدیت ، سمینار ها ، جلسات داخلی و... فقط به دویچ برگزار میشه .

حالا دیگه من جایی آمپر میچسبونم که میبینم مدیر یک مهدکودک فاکینگ دو زبانه ، انگلیسی بلد نیست!!!

گور بابای منه کارمند ، ما کلی پدر مادر مهاجر داریم از سراسر دنیا ، از چین و کره و خاورمیانه گرفته تا سراسر اروپا، امریکا، روسیه ، امریکای لاتین و... که همشون زبان ارتباطشون انگلیسیه و به همین دلیل اصلا بچه هاشونو مهد دو زبانه فرستادن . حالا منه کارمند رو با دیکتاتوری و قلدری به دویچ حرف زدن مجبور کردی ، درحالیکه از سطح مهارت من به دویچ آگاهی و اصلا منو فقط بخاطر انگلیسی زبان بودنم به عنوان زبان دوم استخدام کردی ، والدین بچه هارو میخوای چیکار کنی؟!!

مدیری مثلا! مدیر مهد دوزبانه ای ! اولین مهارتت قبل هرچیز تسلط کامل به انگلیسی باید باشه ...

این حرصم رو خیلی درمیاره . مدیر قبلی چه از نظر مهارت های مدیریتی چه از نظر مهارت های زبانی فوق العاده بود ، اما این خانم ...

فعلا که ازش فقط دویچ و سونامی دیدیم! توکل بر خداوندگار یکتا :)

.

خلاصه که بچه ها جون ، wish me luck از ته دلتون لطفا 🙏💚

اونایی که اعتقاد دارین ، طاعاتتون قبول باشه و بوس به لپ هاتون ، اوناییم که ندارین بازم بوس به لپ هاتون ، سال نوتون پیشاپیش پر از شادی و سلامتی و موفقیت .

دوستتون دارممممم [گل] [قلب] [بوسه]


برچسب‌ها:
سرکار
+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 16:12 نویسنده ارغوان |