ماجراهای من و زندگی!

اون ماجرایی که قرار بود تو این پست تعریف کنم موکول میشه به بعد ، چون این داستان دارک هنوز ادامه داره و داره به اوج خودش میرسه [نیشخند]

پس منتظر باشید .

آقا این استیکرای نازنین بلاگفا کوشن؟ ذلیل مرده ها ی دلخوشی نوستالژیک داشتیم همونم ازمون گرفتین؟ شادی حرامه تو این مملکت :|

منکه همچنان توی کروشه ازشون استفاده میکنم تا چشماتون بسوزه ذلیل مرده های مدیریت بلاگفا [عصبانیت]

.

میدونین یکی از بدترین اتفاقات در محیط کار چیه؟

تعویض مدیر وسط سال!

اونم یک مدیر تازه نفس که دو سال مرخصی زایمان بوده و حالا برگشته که بترکونه .

خب من کارم رو زیر نظر مدیر موقت شعبه مون شروع کردم . خودتون میدونید که چقدر عاشق این زن بودم و چقدر مدیریتش رو تحسین میکردم و ازش یاد میگرفتم .

حالا مدیر اصلی شعبه برگشته و از همین اول به مثابه ی زلزله که نه ، یک سونامی عظیم ، همه چیز رو تغییر داده ، از جمله شیفت های کاریمونو .

این وسط هم یکی از همکارام رفت مرخصی استعلاجی طولانی و یکیشون هم شغلش رو تغییر داد و بنابراین دوتا پرسنل جدید اومدن . یک مستخدم کمکی هم به مجموعه اضافه شده . خدا وکیلی اینهمه تغییر تو دو هفته خیلیه [نیشخند]

مدیر قبلی هلندی اتریشی بود و از اونجایی که متد آموزش انگلیسی در مدارس هلند در دنیا نظیر نداره ، این خانم مثل یک نیتیو انگلیسی حرف میزد و من هیچ مشکلی نداشتم . اما مدیر جدید به شدت به دویچ پایبنده و دهان من سرویس شده .

اما خب اینجوری نیست که من نتونم دویچ بفهمم و حرف بزنم . الان در سطحی هستم که منظور کلی افراد رو متوجه میشم و شکسته بسته میتونم حرف بزنم . منتها دلیل اینکه برام مهمه ارتباطاتم تو محل کار به انگلیسی باشه ، بخاطر اینه که حرصم از سیاست های این شرکت در اومده .

مهد کودک ما ، ۹۰ تا شعبه داره و تنها مهدکودک دو زبانه ی زنجیره ایه و روی دو زبانه بودنش کلی تبلیغ میکنه . اما این در حالیه که معلم انگلیسی استخدام نمیکنه! برای کاهش هزینه هاش ، کمک مربی های انگلیسی زبان استخدام میکنه که حقوقشون از مربی و از معلم انگلیسی زبان خیلی کمتره و تمام بار دو زبانه بودنش رو روی دوش دستیار ها میندازه !!

از طرفی وظایفی که یک دستیار داره بسیار وسیع و متنوعه ، بنابراین دستیار نمیتونه طبیعتا به بچه ها آموزش انگلیسی بده . نه وقتش رو داره نه حقوقی بابت آموزش بهش اختصاص داده شده .

حالا راه حلشون برای اینکه هم بتونن دو زبانه بودن رو بکنن تو پاچه ملت هم پول معلم انگلیسی ندن چیه؟

دستیار ها موظفن با بچه ها فقط و فقط انگلیسی حرف بزنن و هفته ای یک بار هم انگلیش اکتیویتی براشون بذارن و دایره صبح و عصر انگلیسی تشکیل بدن .

این در حالیه که وقتی انگلیسی، زبانِ اصلیِ کودک نیست ، به سختی میشه باهاش ارتباط برقرار کرد ، حد و مرز تعیین کرد و...

اما خب! دویچ ممنوعه! چون سیاست شرکته !!

برای همین این پوزیشن مناسب مهاجرهاییه که تازه اومدن ، هنوز آلمانیشون خوب نیست ولی انگلیسی بلدن . مثل من .

اما شرکت شیری و شخمی اینور داستان رو میخواد ، خوبم میخواد ، اما از اونور میگه ، تو باید دویچ یاد بگیری و در حد ما دویچ حرف بزنی و بفهمی در جلسات! تمامی جلسات آپدیت ، سمینار ها ، جلسات داخلی و... فقط به دویچ برگزار میشه .

حالا دیگه من جایی آمپر میچسبونم که میبینم مدیر یک مهدکودک فاکینگ دو زبانه ، انگلیسی بلد نیست!!!

گور بابای منه کارمند ، ما کلی پدر مادر مهاجر داریم از سراسر دنیا ، از چین و کره و خاورمیانه گرفته تا سراسر اروپا، امریکا، روسیه ، امریکای لاتین و... که همشون زبان ارتباطشون انگلیسیه و به همین دلیل اصلا بچه هاشونو مهد دو زبانه فرستادن . حالا منه کارمند رو با دیکتاتوری و قلدری به دویچ حرف زدن مجبور کردی ، درحالیکه از سطح مهارت من به دویچ آگاهی و اصلا منو فقط بخاطر انگلیسی زبان بودنم به عنوان زبان دوم استخدام کردی ، والدین بچه هارو میخوای چیکار کنی؟!!

مدیری مثلا! مدیر مهد دوزبانه ای ! اولین مهارتت قبل هرچیز تسلط کامل به انگلیسی باید باشه ...

این حرصم رو خیلی درمیاره . مدیر قبلی چه از نظر مهارت های مدیریتی چه از نظر مهارت های زبانی فوق العاده بود ، اما این خانم ...

فعلا که ازش فقط دویچ و سونامی دیدیم! توکل بر خداوندگار یکتا :)

.

خلاصه که بچه ها جون ، wish me luck از ته دلتون لطفا 🙏💚

اونایی که اعتقاد دارین ، طاعاتتون قبول باشه و بوس به لپ هاتون ، اوناییم که ندارین بازم بوس به لپ هاتون ، سال نوتون پیشاپیش پر از شادی و سلامتی و موفقیت .

دوستتون دارممممم [گل] [قلب] [بوسه]


برچسب‌ها:
سرکار
+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 16:12 نویسنده ارغوان |