|
ماجراهای من و زندگی!
|
ولی من این وقت سال باید قشم و هرمز میبودم ، نه وسط این شهر سرد 🥲
فحش هم ندین بهم ، خاطراتی که من از ماه رمضون و بهار توی جنوب دارم رو شما هم داشتین ، حتی اگر تو دل دهکده های سوییس هم زندگی میکردین ، دلتون میخواست اونجا باشین 🥲
ای ایران قشنگم ، ای ایران بزرگ و خوبم ، حیف تو و اقلیم بی نظیرت ، حیف تاریخ و قدمتت ، کاش مردمت هم مثل خودت خوب ترین بودن 💚
.
.
پ.ن: داره برام از ایران و خانوادم عکس میفرسته و من دارم عین ابر بهار اشک میریزم 😭😭😭