|
ماجراهای من و زندگی!
|
فریدون پاشو کرده تو ی کفش که هرچی زودتر برام آزمون بوک کنه...
برای منی که درس نخوندم و آماده نیستم
وقتیم میگم زمان بیشتری میخام تشر میزنه و قهر میکنه و...
اسگله واقعا 
میخاد با عذاب وجدان دادن بهم کنترلم کنه ، ولی من تو زمینش بازی نمیکنم ، چون به شرایط خودم آگاهم و قرار نیست عذاب وجدان بگیرم و ناراحت شم 
خلاصه که فاک دم آل 
.
داره رعد و برق میزنه ، به زودی بارون میگیره...
پاشم اول گردگیری اتاق رو تموم کنم ، رخت بشورم ، ی چیزی بخورم و برای تنبیه فریدون بیکار پذیرایی رو جمع نمیکنم که در گوه خودش قلت بزنه 
بعدش هم شروع میکنم برای شقایبن تمرین کردن ...
بوووس بهتون
.
پ.ن: راستی بچه ها اگه من مینویسم "میخام" ، "خاب" و... از بیسوادی نیست
این یک رویکرد در زبانشناسی ادبیات فارسیه ...برخی از تئوریستین های ادبیات معتقدند از اونجایی که لهجه ی قدیمی فارسی که خوا رو و،ا تلفظ میکردن حذف شده و الان همه خوا رو خا تلفظ میکنن ، پس باید کلا "خوا استثنا" حذف بشه و "خا" جایگزینش بشه ... منم طرفدار همین نظریه م و بیشتر وقتا اینجوری مینویسم. 
پ.ن ۲: نتونستم تحمل کنم و پذیرایی رو هم تمیز کردم ، امروز هم اگه بشه کامل مرتبش میکنم چشمام راحت شه .