|
ماجراهای من و زندگی!
|
چند تا چیز مهم فهمیدم:
چهار روزه مریض شدم و نتونستم کارهای خونه و آشپزی رو انجام بدم و تازه دارم میفهمم چقدر نقش ما زن ها توی خونه موثره ، کافیه یک روز کار نکنیم تو خونه تا زندگی رو کثافت برداره ...
این رو هم فهمیدم که چندسال پیش که افسردگی شدید داشتم عملا هیچ کاری توی خونه انجام نمیدادم! چون وضع خونم افتضاح بود اون روزا ، ولی نه خودم خودمو درک میکردم نه دیگران ، چون بیماریم روانی بود هیچکس نمیدیدش و همه و حتی خودم فکر میکردم که دارم تنبلی میکنم! ولی الان که بیماریم جسمیه دیگران و خودم کاملا بهم حق میدن و هیچ کاری نکردنم درک میشه... اینو نوشتم واسه اینکه اگه شرایط روحی چند سال قبل من رو دارین و به بیماری افسردگی و اضطراب مبتلا هستین با خودتون مهربون باشین.
یادتون باشه که هر اهمالی علت داره ، آدما بی دلیل اهمال یا تنبلی نمیکنن ، دنبال ریشه ش بگردین و به خودتون برچسب تنبل و بی خاصیت نزنید .
راستی لطفا سه تا پست بشمرید و برید پایین و اونی که عنوانش "بیاین بغل منو بدین ببینم" رو بخونید و بغل منو بدین برم پی کارم ![]()