ماجراهای من و زندگی!

خب تا جایی که وبلاگ بقیه رو خوندم مثل اینکه بلاگفا هم برای بچه های ایران از دسترس خارج شده و فقط بعضیا با فیلتر شکن میتونن وصل شن . خیلی ممنون واقعا!

.

اگر به صورت قانونی به کشوری مهاجرت کردید ، حقوق خودتونو بشناسید و نذارید افراد ضد مهاجر جاتونو تنگ کنن، بهتون شرم بدن یا اذیتتون کنن . محکم قدم بزنید، اون زمین همونقدر که مال شهروندان اون کشوره، مال شما هم هست !

.

هرکسی موقع بحران ، یک رفتاری از خودش نشون میده . رفتار من هم پریدن تو دل آگاهیه . روزهاست که دارم تاریخ مشروطه و پیشامشروطه رو میخونم ببینم از اول چیشد که اینجوری شد و دیشب که داشتم تو کوچه پسکوچه های ۱۰۷ سال پیش قدم میزدم دیدم ، خدایا این مملکت اصلا یک روز آروم دیده؟ همون رنج ها، همون مبارزات، همون آتش و خون همچنان جاریه ... فقط به لطف غیرت جوانان این مملکت کشور اینبار اشغال نشد توسط عراق و امیدوارم توسط امریکا هم اشغال نشه.

.

اگر حکام ایران مثل حکام اروپا سنگ بخوره تو سرشون و عاقل شن میفهمن راه حکومت دیکتاتوری و بگیر و ببند نیست . اگر بذارید همه احزاب زیر نظر خودتون فعالیت کنن و رسانه رو هم آزاد بذارید، هر حزبی هم فرصت داره خودشو نشون بده هم دست رسانه ها بازه که خوب دربارشون تفحص کنن . اینجوری مردم با چشم باز انتخاب میکنن و اگر از عملکرد حزبی راضی نبودن ، میذارنش کنار! آخ که هیچ کدوم از حکام ایران تا به امروز اینو نفهمیدن ، اینه که ما شدیم کشور جنگ و آشوب و التهاب و کوتاه مدتی! خارجی هم که هیچوقت دست از سر ما برنداشته و هر حکومتی هم از راه رسید خواست خودشو با بگیر و ببند و کشتار تثبیت کنه . اینه که وضع ایران چنین شد!

.

میام از روزمرگی بنویسما ولی دوتا چیز جلومو میگیره:

یکی ذهن پرمشغله ام از جنگ ، یکی شرمم از نوشتن از روتین زندگی درحالیکه هوطنم زیر آواره !

.

چیزی که این روزا از افغان و عرب و اروپایی و آسیا شرقی میشنوم اینه که ایران چقدر قویه! تنها کشوریه که اینجوری مقابل امریکا ایستاده، ما اصلا فکرشو نمیکردیم!

+ تاریخ دوشنبه سوم فروردین ۱۴۰۵ ساعت 16:11 نویسنده ارغوان |